مؤلف مجهول

169

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

[ باب چهاردهم در تذكرهء احوال شيخ محمد صادق رحمة الله عليه ] باب چهاردهم در تذكرهء احوال شيخ عاشق « 1 » ، و طالب صادق ، و گنجينهء حقايق ، و مخزن دقايق ، و بر همه اولياء فايق ، و به درگاه حق لايق ، شيخ عرب و عجم ، شيخ « 2 » محمد صادق رحمة الله عليه . مردى بود كه زبان « 3 » در تعريف او لال ، و قوهء ناطقه در وصف « 4 » او حيران . زبان معجز بيان او مفتاح باب خزاين غيبى ، و لسان الغيب « 5 » او حلال مشكلات كلام لاريبى ، كه « 6 » صدهزاران هزار « 7 » در فهميدن « 8 » كلام « 9 » او عاجز ، و عقل عقلا در كنه كمال او قاصر ، و فهم « 10 » ذوى الافهام در درك مقالات روزمرهء لغات‌آميز او ناقص ، و خردمند محقق در تحقيق محاورات سجع‌آميز او نادان ، و اهل بينش در بصيرت كمالات معروفه او نابينا . الحاصل ، بندهء خاص خدا و پيرو شرع رسول مجتبى بود ، كه علم ظاهرى او در روى زمين پرتو انداخته و علم باطنى او در ارض و سما چون آفتاب « 11 » جهان‌افروز نور بخشيده ، كه هيچ جزوى از اجزاء عالم بيرون از احاطه علم او نى « 12 » . اما معلوم باشد كه آن روز كه حضرت شيخ از كتم عدم به صحن فضاى وجود « 13 » رخت كشيد ، روزانه آفتاب گرفت و شب ماه سوخت . والد آن بزرگوار رئيس يك قوم بود كه در آن قوم حكما و منجمين بسيار بودند . و از اهل كرامت نيز بودند . درين دو امر والد آن بزرگوار متحير و متعجب گشت و به خود گفت : عجب حالى كه حق سبحانه و تعالى بعد از انتظارى بسيار فرزندى عنايت كرد ، اين نوع امور غريبه در تولد او واقع شد و مشاهده گشت ، چون بوده باشد ؟ اكابر آن قوم و حكما و منجمان را جمع آورد و ازين واقعه خبر پرسيد . بعضى گفتند : پادشاه مىشود كه دو پادشاه كلان از تخت خود فرود مىافتند و بر وى مطيع و فرمان‌بر مىگردند ، اين نشانهء وى است . و بعضى گفتند : دانشمندى مىشود كه علم اديان و علم ابدان را نيك مىداند كه همه را از وى فيض مىرسد . صاحب باطنى ازين ميان گفت : هيچ‌كدام ندانستيد ، اين طفل ولى مىشود و هم دانشمند ، كه « 14 » از « 15 » علم ظاهرى وى اهل « 16 » ظاهر فايده مىبرند . گرفتن آفتاب و روشن شدن علامت آنست ، زيراكه آفتاب علامت ظاهر است ، چنان كه روز نسبت به شب ظاهر است ، و شب باطن وى است . و از علم باطنى او اهل باطن فيض مىگيرند . و در هر دو صاحب كمال خواهد بود « 17 » . چنان كه آفتاب در شهر و كوه و دشت و

--> ( 1 ) - الف : - عاشق ( 2 ) - ب : - شيخ ( 3 ) - ب : + در دهان ( 4 ) - ب : + كمال ( 5 ) - ب : + گوهرفشانى ( 6 ) - ب : + عقل ( 7 ) - ب : + عقلاى عالم ( 8 ) - ب : افهام ( 9 ) - ب : + خجسته‌فرجام ( 10 ) - ب : + جميع ( 11 ) - ب : + عالمتاب ( 12 ) - ب ، ت : نبود ( 13 ) - متن تق ، جميع نسخ : فزاى وجود ( 14 ) - ب : - كه ( 15 ) - ت : - از ( 16 ) - ت : به اهل ( 17 ) - ب ، ت : كمال خواهد شد